...

از مترسکی سوال کردم:آيا از تنها ماندن در اين مزرعه بيزار نشده ای؟
پاسخم داد و گفت:در ترساندن ديگران برای من لذت بياد ماندنی است پس من از کار خود راضيمو هرگز از آن بيزار نمی شوم!
اندکی انديشيدم و سپس گفتم:راست گفتي! من نيز چنين لذتی را تجربه کرده ام.
گفت:تو اشتباه ميکنی.زيرا کسی نمی تواند چنين لذتی را ببردمگر آنکه درونش مانند من از کاه پر شده باشد.
سپس او را رها کردم در حالی که نمی دانستم آيا مرا ميستايد يا تحقير می کند.
يک سال بعد مترسک فيلسوف و دانا شد و چون دوباره از کنار او گذشتم دو کلاغ را ديدم که سرگرم لانه ساختن زير کلاه او بودند!
کپی رايت : دختر ايرونی

/ 1 نظر / 5 بازدید
Lechcier

patiare chera inghad kososher migi? ha